بررسی رابطه رفتار شهروندی سازمانی و بهره وری نیروی انسانی

نویسندگان :

دکتر رضا شافعی[۱] ، دکتر فریدون احمدی[۲] ، زینب شیخی[۳]

TMBAچکیده

بهره وری نیروی انسانی مهمترین معیار بهره وری است، زیرا بهره وری نیروی انسانی با اغلب تجزیه و تحلیلهای سازمانی در ارتباط است و نیز نیروی انسانی راحت­ترین داده قابل اندازه گیری است. عنصر اساسی در ایجاد و بهبود بهره وری، نیروی انسانی است.ارگان معتقد است که رفتار شهروندی سازمانی، رفتاری فردی و داوطلبانه است که مستقیما به وسیله سیستم­های رسمی پاداش در سازمان طراحی نشده اما با این وجود باعث ارتقای اثربخشی و کارآیی عملکرد سازمان می­شود (Cohen & Kol,2004). از انسان به عنوان شهروند سازمانی انتظار می­رود بیش از الزامات نقش خود و فراتر از وظایف رسمی، در خدمت اهداف سازمان فعالیت کند. به عبارت دیگر ساختار رفتار شهروندی سازمانی به دنبال شناسایی، اداره و ارزیابی رفتارهای فرانقش کارکنانی است که در سازمان فعالیت می­کنند و در اثر رفتارهای آنان اثر بخشی سازمانی بهبود می­یابد (Beinstock & et al,2003.p.361).

 

واژگان کلیدی : رفتار شهروندی سازمانی، بهروه وری، بهروه وری نیروی انسانی، عملکرد سازمانی

 

مقدمه

عنصر اساسی در هرگونه تلاش برای بهبود بهره وری، نیروی انسانی است (Datta, Rajagopalan, 1998). در تاریخچه بهره وری، ابتدا توجه کمی به بهره وری نیروی انسانی می شد و بیشتر پیشرفتها در زمینه ای از بهره وری بود که آن را بهره وری سرمایه می خواندند (سید جوادین و عطاردی ۱۳۸۴). جهت بررسی بهره وری از شاخص های بهره وری که شامل دو بعد کارایی و اثربخشی است، استفاده می شود. بر اساس نظر پیتر دراکر بهره وری حاصل جمع کارایی و اثربخشی است. یکی از متغیرهایی که می تواند بر بهره وری نیروی انسانی تاثیر گذار باشد؛ رفتار شهروندی سازمانی است. این اعمال که در محیط کار اتفاق می­افتند را این گونه تعریف می­کنند: “مجموعه­ای از رفتارهای داوطلبانه و اختیاری که بخشی از وظایف رسمی فرد نیستند اما با این وجود توسط وی انجام شده و باعث بهبود موثر وظایف و نقش­های سازمان می­شوند” (Appelbaum et al,2004,p.19).

 

رفتار شهروند سازمانی

مفهوم رفتار شهروند سازمانی اولین بار توسط باتمان و ارگان در اوایل دهه۱۹۸۰ میلادی به دنیای علم ارائه گردید. تحقیقات اولیه­ای که در زمینه رفتار شهروند سازمانی انجام گرفت بیشتر برای شناسایی مسئولیت­ها و یا رفتارهایی بود که کارکنان در سازمان داشتند اما اغلب نادیده گرفته می­شد. این رفتارها با وجود این­که در ارزیابی­های سنتی عملکرد شغلی به طور ناقص اندازه­گیری می­شدند و یا گاهی اوقات مورد غفلت قرار گرفتند، اما در بهبود اثربخشی سازمانی موثر بودند (Bienstock et al,2003,p.360). به عنوان مثال یک کارگر ممکن است نیازی به اضافه کاری و تا دیر وقت در محل کار ماندن نداشته باشد اما با وجود این برای بهبود امور جاری کاری سازمان بیشتر از ساعت کاری رسمی خود در سازمان می­ماند و به دیگران کمک می­کند (Cropanzano,Russell & Byrne,2000,p.7).

کتز و کاهن با تمایز قایل شدن بین عملکرد نقش و رفتارهای نوآورانه و خودجوش در دهه هفتاد و هشتاد میلادی به نوعی به تبیین رفتار شهروندی سازمانی پرداخته­اند. ابعاد رفتار نوآورانه و خودجوش که به وسیله کتز ارائه گردیده عبارتند از همکاری با دیگران، حفاظت سازمان، ایده­های سازنده داوطلبانه، خودآموزشی و حفظ نگرش مطلوب به سازمان (Jacqueline & Shapiro,2002,p.929).

البته بعد از ابداع این مفهوم توسط ارگان و همکارانش، صاحب­نظران مختلف با بکاربردن مفاهیمی چون رفتار فرانقش، رفتار سازمانی مددکارانه، خودجوشی سازمانی و عملکرد زمینه­ای در طول دو دهه به تبیین این موضوع پرداخته­اند (Podsakoff et al,2000,p.14).

از جمله مفاهیم دیگری که در حوزه رفتار شهروندی سازمانی مطرح است، مفهوم رفتار شهروندی کارکنان می­باشد که به عنوان اقدامات مثبت بخشی از کارکنان برای بهبود بهره­وری و انسجام در محیط کار فراتر یا ماورا وظایف و الزامات شغلی و سازمانی تعریف شده است (Hodson ,2002,p.70).

رفتار شهروندی مدیریت به عنوان مکمل رفتار شهروندی سازمانی مفهومی دیگری است که بیانگر سازگاری بین اقدامات مدیریت و هنجارهای رایج در محیط کار می­باشد. بینز رفتار شهروندی مدیریت را سازگاری بین اقدامات مدیریتی و هنجارهای متداول محیط کاری تعریف می­کند (Hodson ,2002,p.65). بررسی ادبیات نشان می­دهد که دو رویکرد اصلی در تعریف مفهوم رفتار شهروندی سازمانی وجود دارد. ارگان و سایر محققین مقدم بر آن در این موضوع، این نوع رفتار را تحت عنوان رفتار فرانقش مورد ملاحظه قرار داده­اند.  به گونه­ای که کمک­های افراد در محیط کار فراتر از الزامات نقشی است که برای آن­ها  تعیین شده است و به طور مستقیم و آشکارا از طریق سیستم پاداش رسمی سازمان مورد تقدیر قرار نمی­گیرد (Castro et al,2004,p.29).

جریان دیگری از محققان همچون گراهام پیشنهاد می­کند که رفتار شهروندی سازمانی باید به صورت مجزا از عملکرد کاری مورد ملاحظه قرار گیرد. بنابراین دیگر مشکل تمایز بین عملکرد نقش و فرانقش وجود نخواهد داشت. در این دیدگاه رفتار شهروندی سازمانی را باید به عنوان یک مفهوم جهانی که شامل تمامی رفتارهای مثبت افراد در درون سازمان است، مورد توجه قرار داد. تمایز بین عملکرد و فرانقش به دلایل مختلفی مشکل خواهد بود. اولا ادراکات مدیریتی و کارمندی از عملکرد و مسئولیت­هایشان تاثیر گرفته از رضایت آن­ها در محیط کارشان است (Castro et al,2004,p.29). رفتار شهروندی به عنوان یک منبع اجتماعی که از طریق تبادل رفتار که پاداش­های اجتماعی دریافت می­کنند، مورد ملاحظه قرار می­گیرد. بنابراین وقتی کارکنان احساس می­کنند چیزی از سازمان دریافت می­کنند، رفتار شهروندی آن­ها بیشتر خواهد شد (Ang et al,2003,p.564).

بولینو و تورنلی اعتقاد دارند که رفتارهای شهروندی سازمانی به­طور کلی دارای دو حالت عمومی هستند: آن­ها به­طور مستقیم قابل تقویت نیستند و همچنین آن­ها ناشی از تلاش­های ویژه و فوق­العاده هستند که به سازمان­ها برای دستیابی به موفقیت، از کارکنانشان انتظار دارند (Bolino & Turnley ,2003,p.60).

 

 مشکلات و مسائل ساختاری تعریف رفتار شهروندی سازمانی

وان دی وان در خصوص ابهام در وضعیت  رفتار شهروندی سازمانی، ساختار رفتارهای برون نقش و رفتار حمایتی سازمانی مطالب متعددی را مطرح ساخته، به­طوری که داوطلبانه بودن و الزامات پاداش­های غیر قراردادی بیشترین بحث و جدل از ساختار رفتار شهروندی سازمانی را شامل می­شوند. داوطلبانه بودن بدین مفهوم است که این­گونه رفتارها مستقیما قابل اجرا نیستند و الزامات یا توصیف رسمی شغل نیز بدین معنی است که عقد دو جانبه قراردادهای استخدامی افراد با سازمان تعریف شده و مشخص می­باشد، یعنی این­گونه رفتارها به عنوان تنبیه و مجازات قابل ادراک نیستند (Van de van ,1993,p.211).

ارگان اظهار می­دارد، تعریف و تفسیر رفتار شهروندی سازمانی مستقیما پاداش­های رسمی از طرف سیستم­های رسمی سازمانی را در برنمی­گیرد. به­طور خلاصه مشکلات نامبرده شده بر اساس تعاریف و تفسیر خصوصیات رفتار شهروندی سازمانی نظیر رفتارهای داوطلبانه، رفتارهای برون نقش، ماورای الزامات شغلی، معیارها و مولفه­های رفتارهای شهروندی مورد بررسی قرار گرفته است و در مقابل اکثر مطالعه­کنندگان و پاسخ­دهندگان آن را به عنوان بخشی از وظایف رسمی به شمار می­آوردند.

موریسن هیجده الی بیست مورد از خصوصیات رفتار شهروندی سازمانی را از طریق تحقیقاتی که صورت گرفته بوده مورد بررسی قرار داد و اکثر مطالعه­کنندگان آن را به عنوان رفتارهای درون نقش توصیف کردند. موریس نتیجه گرفت که مشکلات بعدی در خصوص تعریف رفتار شهروندی سازمانی به عنوان رفتارهای برون نقش یا ماورای الزامات نقش ذاتا در مبهم بودن مفاهیم شغل و نقش جای دارند، گرین برگ و همکارانش در خصوص مبادلات رهبری این مساله را به وضوح تشریح ساختند (Morrison 1994,p.154).

کتنز و کاهن (۱۹۶۹) در تسریح الگوی سیستم­های باز به صراحت نقش را به عنوان انتظار از الگوی رفتاری که افراد در پست­ها یا مشاغلی که به عهده می­گیرند، تعریف کردند و این انتظارات از شخصی به شخص دیگر در زمان­های متفاوت تغییر می­کند. رفتارهای شهروندی سازمانی از نوع رفتارهای کیفی است و این­گونه رفتارها مشمول مقررات و رویه­های رسمی سازمان که دسته­بندی پاداش رسمی را در بر می­گیرند، نمی­باشد.

سینک (۱۹۹۱) سه نوع استدلال را در خصوص این­که چرا رفتار شهروندی سازمانی نمی­تواند از طریق تاثیرات و پیامدهای سازمانی تحت تاثیر قرار گیرند، مطرح ساخت که به ترتیب عبارتند از:

۱-رفتار شهروندی سازمانی رفتارهای ظریف، حساس، عاطفی و ذهنی است و ارزیابی و سنجش ان­ها به صورت عینی دشوار  مشکل است. به این دلیل مشکلاتی برای ارزیابی عملکرد این­گونه رفتارها پدید می­آید.

۲- برخی از اشکال رفتار شهروندی سازمانی ممکن است به علت تاکید بیش از حد به منظور کمک و یاری به افراد، بین افراد و شغل آن­ها فاصله اندازد، یعنی کارکنان از انجام وظایف اصلی­شان باز می­مانند.

۳- این­گونه رفتارها از نوع رفتارهای قراردادی نیستند و سازمان­ها نمی­توانند کارکنان خود را به خاطر عدم انجام این­گونه رفتارها تنبیه و مجازات کنند. به همین علت رفتار شهروندی سازمانی در قالب روابط مبادلات اجتماعی ظهور پیدا می­کنند.

مورمن (۱۹۹۱) تمایز مابین مبادلات اقتصادی و اجتماعی را تشریح و توصیف کرد، مبادلات اجتماعی بیرون از قراردادهای رسمی شدید و خشک جای دارند و این­گونه مبادلات بیشتر مبهم هستند (Koopman ,2001,p.4).

گسترش حیطه و میزان دریافت پاداش­ها از طریق ارزیابی عملکرد صورت می­گیرند. مکنزی، ورنر، پادساکوف در خلال سال ۱۹۹۴ پیشنهاد کردند که برخی از اشکال رفتار شهروندی سازمانی نظیر عملکردهای درون نقش ممکن است به جبران پرداخت­های مالی منتهی نشوند. اور، سکیت ، میر در خلال سال ۱۹۹۸ گزارشی ارائه دادند که حاکی از آن بود که هیچ­گونه تمایلی برای صرف هزینه روی بروز رفتارهای شهروندی سازمانی ندارند (Meredith & Campbell ,2004,p.4-5)

دانلود مقاله با لینک مستقیم


[۱] عضو هیئت علمی دانشگاه کردستان

[۲] عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور سنندج

[۳] دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی (نویسنده مسئول)

Zeinab.sheikhi@gmail.com

  • کلیه حقوق مادی و معنوی این مقاله متعلق به باشگاه پژوهشگران جوان می­باشد.